تبليغاتX
آينده روشن - اخراجي ها كجا و علي سنتوري كجا!

آينده روشن

تحليلي

سال گذشته زماني كه فيلم اخراجي ها (ساخته ي مسعود ده نمكي) را ديدم، از خود پرسيدم: چه دليلي براي فروش ميلياردي آن وجود دارد؟ كجاي فيلم نامه قوي بود؟ كدام تصويربرداري حرفه اي صورت گرفته بود؟ كدام ديالوگ پر مغز و متفكرانه بود؟ اين ها را بارها و بارها از خود پرسيدم، بدون اين كه به نتيجه اي برسم. درنيافتم كجاي اين فيلم، با ارزش بود كه حال ، جناب آقاي كارگردان قصد ساختن اخراجي هاي (2) را دارد. شايد عوام زدگي و پوپوليسم گرايي اين فيلم غير حرفه اي و ضعيف آن چنان ميان مردم با اهميت جلوه كرد كه تعريف و تمجيدهاي ارزش گرايان سياسي و هنري باعث پشتيباني نهان و آشكار آن شد. امسال علي سنتوري را در حالي ديدم كه نسخه هاي قاچاق آن در بازار به وفور يافت مي شد. هر چند براي ديدنش احساس مسووليت كردم و مبلغي پول به حساب عوامل فيلم واريز نمودم تا مخالفت خود را با باند مافياي قاچاق فيلم هاي ايراني و نيز حمايتم را از سينماي در حال متلاشي شدن اين سرزمين (تنها به دليل سياستهاي اشتباه فرهنگي برخي مسوولان و متوليان اين حوزه) اعلام نمايم. علي سنتوري روايت تلخي است كه آ ن سوي پرده را نشان مي دهد و در حقيقت انسان را در متن واقعيات متفكرانه جامعه مي برد( بر خلاف اخراجي ها كه جز عوام زدگي و هزل گويي چيزي در بر نداشت و اگر پيامك هاي تلفن همراه نبود شايد كارگردان اين فيلم درجه 3 هنري به افسانه ي يك ميليارد توماني دست پيدا نمي كرد.) سال گذشته اخراجي ها در حالي در بازار قاچاق سينما رونق گرفت كه هم سود خود را برده بود و هم به مدتي طولاني روي پرده ي سينما باقي مانده بود،.اما علي سنتوري قرباني سياست هاي جديد فرهنگي شد و توقيف گرديد. قاچاق علي سنتوري قاچاق سينماي دگرانديش ايراني بود كه توسط پوپوليست ها و عوام گرايان نشسته در برج عاج صورت گرفت. نامه هاي اعتراض آميز سينماگران ايراني به سياست هاي فرهنگي اخير دولت را بايد تحت همين مقوله تعريف كرد.ديدگاه متوليان تازه كار فرهنگي و هنري ديدگاهي است كه سعي مي كند بر اساس تئوري "آزمون و خطا" براي اهل فرهنگ و هنر، خطوط قرمز جديد تعيين كند. اين كه سينماي ايران روز به روز در حال فروپاشي بيشتر است و بسياري از سينماگران بزرگ ايراني روز به روز نااميد تر مي گردند ، حكايت همين تئوري رنگ و رو باخته است. در اين سالها، سينماي ايران (مانند بسياري از حوزه ها) به سينماي رانت خوار تبديل گشته است و كساني كه مستقل بوده اند زير پا لگدمال شده اند.سينماي هزل گراي مورد توجه متوليان فرهنگ دولتي كه مظهر آن اخراجي هاست و سينماي روشنفكري ايران كه مظهر آن هم اكنون علي سنتوري مي باشد، از مظاهر تقابل بيش از پيش سكون انديشي و دگر انديشي است. علي سنتوري پس از هامون از جذابترين كارهاي داريوش مهرجويي است ( هرچند من بانو و اجاره نشين ها را بيشتر مي پسندم). در نگاه مهرجويي آشفتگي، زمان و مكان ندارد و همين است كه در اين آشفتگي به يك ثبات مي رسيد.عاشق پيشگي و معصوميت علي سنتوري( بهرام رادان) در لحظه لحظه ي فيلم موج مي زند. تمام درها را به روي او مي بندند و همين كش و قوس ها ي لذت بخش، انسان را متفكر مي كند. غوطه ور شدن در انديشه ي گفتارها و صحنه هاي مختلف فيلم نهايت ارضاي حسي و فكري است كه در علي سنتوري به وفور ديده مي شود. فيلم هايي مانند اخراجي ها روح امثال مرا نمي تواند اقناع كند چون همه چيز سطحي و عوام زده است و داستان آن قدر ناشيانه تنظيم گشته كه مي توان به سادگي روحيه هاي هزل گرا و پيش پا افتاده ي نقش ها را شناسايي نمود. اگر كمي اهل مطالعه و كندوكاو باشيد از امثال اخراجي ها گريزان مي شويد و حتا حس مي نماييد كه سراسر فيلم شعور را به تمسخر مي گيرد( برخلاف علي سنتوري كه براي انديشيدن من و شما احترام قائل مي گردد.) براي آن كه در يابيد من چه مي گويم به تعريف روشنفكر فرهنگي از ديدگاه جواد مجابي بنگريد. از ديدگاه مجابي" روشنفكر فرهنگي كارش خلاقيت ادبي و هدفش انتقال تخيلات و تاملات خود به ديگران است از طريق شعرو قصه و سينما. اينان خواستار نزديك شدن به قدرت و يا در دست گرفتن قدرت نيستند چرا كه خود قدرت معنوي هستند كه ناشي از خلق اثار و محبوبيت و مقبوليت خاص و عام آن هاست، خواه در زمان خودشان و يا در يك روند تاريخي اين اقتدار معنوي حاصل شده باشد."

نتيجه گيري: اخراجي ها كجا و علي سنتوري كجا!

+ نگارنده  پنجشنبه بیست و نهم فروردین 1387ساعت 4 بعد از ظهر  توسط   |