تبليغاتX
آينده روشن

آينده روشن

تحليلي

نمي خوام مقدمه چيني كنم و فلسفه ببافم. در اين يك سال دوستان عزيزي يافتم كه از دست دادنشان محال است. مي خواهم كمي در ميدان زندگي باشم و از هياهوي حاشيه اش به دور. مي دانم سخت است ولي چاره اي نيست. در اين يكسال براي ايران و ايراني نگاشتم چون نگرانش بودم. فرق نمي كند ايراني كه باشد و چگونه بيانديشد. آن دوست روزنامه نگار يا اين دوست دانشجو. آن جبهه رفته و دردكشيده ي جبهه و جنگ و يا اين جوان پر شور نسل سوم و چهارم. مي خواهم براي اين كه ثابت كنم اهل هياهو و جنجال نيستم اين تارنگارم را تعطيل كنم. در اين ماه ها سعي نكردم باوابستگي به اين و آن بنويسم چون استقلال را فراموش نكردم. براي خوشي يا ناخوشي كسي يا گروهي ننگاشتم و تعلق خاطري به هيچ قهرماني ندارم. تعلقم و عشقم ايران و ايراني است چه حزب اللهي باشد و چه غير حزب الهي. تنها دل نگرانم و آشفته! از آينده و ... مي دانم آينده روشن است و مي دانم ايراني غيرتمند است. اين تارنگار را با قطره اي اشك و دلي پز غم تعطيل مي كنم. خيلي دوست داشتم در مورد قلم شيواي رامن (نوجوان با ذوق بالان )بنويسم كه متاسفانه ميسر نگرديد. در اين آخرين جملات مي نويسم...همه ي شما را عاشقانه دوست دارم. سرفراز باد ايران و ايراني. بدرود

+ نگارنده  شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1387ساعت 9 بعد از ظهر  توسط   | 

در تارنگار تيرداد بنكدار متني در واكنش به اباطيل يك چپ زده ي خارج نشين نگاشته شده بود كه بنده ناچار شدم عليرغم (...) متني ديگر در مورد جريانات مشكوك خارج نشين و اقمار داخلي شان ارائه بدهم. شايد اين توضيح ها بيشتر شبيه طرح چند پرسش باشد كه لازم است دوستان به آن پاسخ دهند و در اين گفتگوي پرسش گونه شركت نمايند:..
ادامه نوشتار
+ نگارنده  چهارشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1387ساعت 10 قبل از ظهر  توسط   |