تبليغاتX
آينده روشن

آينده روشن

تحليلي

زن در شاهنامه همانند ديگر مظاهر انساني آن كتاب، بزرگي و كمال دارد و تصوير شخصيت او تحت الشعاع اميال و افراد داستان نيست و حال آن كه در داستان هايي ديگر، خاصه در منظومه هاي عاشقانه كه شاعران چيره دست ايراني پرداخته اند، تصوير وي غالبن به تبع داستان ترسيم شده است. يعني دغدغه نويسنده و شاعر، كاوش در وجود استقلالي و باريك شدن در آفرينش و دريافت عوامل زندگي ساز او و محيط او نبوده است. موارد عدم اطاعت اين آفريده از جنس مخالف نيز غالبن موجب برآمدن فرياد نارضايي مرد است...
ادامه نوشتار
+ نگارنده  جمعه بیستم اردیبهشت 1387ساعت 1 بعد از ظهر  توسط مهدي رفعتي  | 

درد جامعه را كه مي فهمد؟

هركه مي فهمد به پهناي درك نيست

وتو چه ميداني درك چيست!

ازآن روز كه خُداوند آفرينش بشر به خاك سپرد بشر بي جان شده

از همان روزهاي نُخُست ديني مبني بر چهار چوب ادراك من و تو وجود نداشت

پس چرا مي خواهي زندگي كُني؟

حقّ حيات با من و امثال من نيست

در اين وانفساي كاغذ و جوهر، من نمي توانم خط بكشم...


ادامه نوشتار
+ نگارنده  سه شنبه هفدهم اردیبهشت 1387ساعت 7 بعد از ظهر  توسط مهدي رفعتي  | 

آقاي عطريانفر از چهره هاي برجسته ي كارگزاراني است كه در اين سالها با گروهي از روزنامه نگاران كاركشته ي جوان در عرصه ي مطبوعات يكه تازي كرده است. اگر اين سخنان از زبان يك روزنامه نگار حرفه اي مستقل كه پس از سالها مشقت و سختي به مرحله ي بلوغ روزنامه نگاري مي رسيد،بيان مي شد، بايد دست او را مي بوسيديم اما بيان اين سخنان از سوي يك وابسته ي حزبي كه در اين سالها با انواع رانت ها توانسته بخش پنهان روزنامه ها و نشريات مدعي حرفه اي بودن را هدايت كند بسيار عجيب و در عين حال تمسخرآور است...
ادامه نوشتار
+ نگارنده  جمعه سیزدهم اردیبهشت 1387ساعت 10 قبل از ظهر  توسط مهدي رفعتي  | 

زماني كه تارنگار خوانسار تايمز را با تشويق دوستان راه اندازي كردم تنها هدفم ايجاد تحول در روش تارنگار نويسي خوانسار بود و اين كه جسارت جوانان براي نوشتن دردهاي اجتماعي را زياد كنم. فكر مي كنم در اين راه موفق بودم چرا كه به لطف دوستان اين تارنگار در مدت كوتاهي به اعتبار خاصي دست يافت تا جايي كه برخي مسوولين شهر و نيز فعالان اجتماعي و سياسي اين ديار به جمع دايمي بازديدكنندگان پيوستند،اما اتفاقي در حال شكل گرفتن بود، صبر آقايان براي انتقادات طرح شده لبريز شد. شايد اولين و يا در حقيقت آخرين اتفاق، سيلي زدن يكي از مسوولين شهر در گوش يك سرباز بي پناه بود...
ادامه نوشتار
+ نگارنده  دوشنبه نهم اردیبهشت 1387ساعت 0 قبل از ظهر  توسط مهدي رفعتي  | 

از اصلیترین مشکلات و شاید مهمترین ان در صنعت چای کشور مافیای قاچاق ان می باشد . به طوری که سالانه بیش 400 هزار تن چای خارجی قاچاق وارد کشور می شود که این میزان حدود 4 برابر میزان مصرف چای کشور می باشد . می توان گفت با این میزان از قاچاق هر صنعتی با بحران روبرو و کارخانجات ان روبه تعطیلی خواهد رفت .چای قاچاق که بدون پرداخت انواع و اقسام مخارج گمرکی و مالیاتی وارد کشور می شود با کمترین هزینه وارد شبکه پخش داخلی گردیده و با قیمتی گزافتر و تبلیغات و بسته بندی زیباتر در بازار به رقابت با محصول داخلی می پردازد . مافیای قاچاق که با کمک عوامل دولتی و حکومتی خود هم چنان به راحتی کار ورود چای را انجام می دهد بزرگترین مانع بر سر راه پیشرفت این محصول غذایی پر طرفدار کشور می باشد ...
ادامه نوشتار
+ نگارنده  جمعه ششم اردیبهشت 1387ساعت 2 قبل از ظهر  توسط مهدي رفعتي  | 

در هر حال ورود واژه هاي بيگانه به زبان ها امري بديهي است، چنان كه زبان هاي مهم و معروف جهان از اين آسيب در امان نبوده اند و واژه هاي بيگانه در آن موج مي زند. وي با تاكيد بر اين كه پالايش زبان فارسي از واژه هاي بيگانه به ويژه عربي ، غير ممكن است، ياداور شد كه مي توان از بسامد و تعداد اين كلمات كاست و از معادل هاي زيبا ي فارسي استفاده كرد و در اين زمينه، نقش فرهنگستان، صدا و سيما و ديگر رسانه ها بسيار مهم است. او با تاكيد بر اين كه زبان فارسي- به لحاظ ورود افراطي و بي حد و حصر واژه ها و كلمات عربي بسيار در فشار است، ياداور شد...
ادامه نوشتار
+ نگارنده  دوشنبه دوم اردیبهشت 1387ساعت 7 بعد از ظهر  توسط مهدي رفعتي  | 

علي سنتوري روايت تلخي است كه آ ن سوي پرده را نشان مي دهد و در حقيقت انسان را در متن واقعيات متفكرانه جامعه مي برد( بر خلاف اخراجي ها كه جز عوام زدگي و هزل گويي چيزي در بر نداشت و اگر پيامك هاي تلفن همراه نبود شايد كارگردان اين فيلم درجه 3 هنري به افسانه ي يك ميليارد توماني دست پيدا نمي كرد.) سال گذشته اخراجي ها در حالي در بازار قاچاق سينما رونق گرفت كه هم سود خود را برده بود و هم به مدتي طولاني روي پرده ي سينما باقي مانده بود،.اما علي سنتوري قرباني سياست هاي جديد فرهنگي شد و توقيف گرديد. قاچاق علي سنتوري قاچاق سينماي دگرانديش ايراني بود كه توسط پوپوليست ها و عوام گرايان نشسته در برج عاج صورت گرفت...
ادامه نوشتار
+ نگارنده  پنجشنبه بیست و نهم فروردین 1387ساعت 4 بعد از ظهر  توسط مهدي رفعتي  | 

:"در منطق رژیم گذشته آزادي، يعني به زندان كشيدن مخالفان، سانسور مطبوعات و اداره دستگاههاي تبليغاتي بود و در آن منطق تمدن و ترقي يعني تبعيت تمام شريانهاي مملكت از فر هنگ و اقتصاد و ارتش و دستگاههاي قانونگذاري و قضايي و اجرايي از يك مركز واحد محسوب می شد ،ما همه اينها را از بين می بریم ، در جمهوري اسلامي حتی كمونيستها هم در بيان عقايد خود آزادند و راديو ، تلویزيون و مطبوعات نیز مطلقا آزادً است و دولت حق نظارت بر آنها را ندارد."در نظامی که ما به آن پایبندیم،در شرایطی که یک فرد عادی بدلیل انتساب یکی از اعضای خانواده اش به یکی از گروههای غیر قانونی در هزار توی گزینش ها گرفتار شده و اجازه نمی یابد که حتی به عنوان یک کارگر و کارمند ساده در اداره ای مشغول بکار شود ، بطریق اولی شخصی که پسرش عضو سازمان مجاهدین خلق بوده و در بهمن سال 60 در اثر در گیری با پاسداران کشته شده است و عروسش نیز پس از متواری شدن بخارج از کشور در بالاترین رده های سازمان مذکور به فعالیت ادامه میدهد، مجاز نیست تا با قرار گرفتن در راس نهادی بکمک همفکرانش از جایگاه خدائی در چشم بر هم زدنی فرزندان انقلاب و کشور را به بی دینی متهم کنند...
ادامه نوشتار
+ نگارنده  دوشنبه بیست و ششم فروردین 1387ساعت 5 بعد از ظهر  توسط مهدي رفعتي  | 

به لطف الهی کوچکترین نقطه ضعفی که بتوان از آن بعنوان یک مستمسک علیه اینجانب بهره گرفت در زندگی خود نداشته ام ، از اين رو توجیه افکار عمومی برای رد صلاحیت و محرومیت بنده از حق انتخاب شدن و برخوردهای قهر آمیز بعدی ، نیازمند به یک دلیل نسبتا موجه و عامه پسند بود ،لذا به کمک امام جمعه تبریز و ایادی وی و چند رسانه معلوم الحال بخشی از سخنرانی ام در زنجان بصورت تحریف شده و منقطع دستاویز قرار گرفت و یک ماه تمام به بهانه آن انواع فحاشی ها و اهانت ها را نثارم کردند تا ابتدا مانع از ورود به مجلسی که از آن مردم است و هنوز عنوان خانه ملت را یدک می کشد،شوند و سپس با پرونده سازی هائی که مقدمات آن از چند ماه قبل تدارک دیده شده است ، به هر طریق ممکن انتقام چندین و چند ساله خود را از من بگیرند...
ادامه نوشتار
+ نگارنده  دوشنبه نوزدهم فروردین 1387ساعت 11 بعد از ظهر  توسط مهدي رفعتي  | 

مي گويند رياست جمهور محترم رسم فاميل بازي را در دولت نهم بر انداخت و افراد شايسته و با صلاحيت را به كار گمارد. حال نمي دانيم آقاي داوود مددي( رييس تامين اجتماعي)، سيد محسن نبوي( عضو هيات مديره ي شركت سرمايه گذاري خارجي)،علي رضا مددي( مدير كل وزارتي وزارت تعاون)، ناظمي اردكاني( وزير تعاون)، دانش جعفري(وزير اقتصاد) چه نسبتي با آقاي مهندس زريبافيان(دبير هيات دولت)دارند. همچنين نمي دانيم مهندس مهدي هاشمي ثمره(مديركل وزارتي وزير نيرو)، خانم قند فروش(مشاور خانواده ي وزير كشور)، عبدالحميد هاشمي ثمره(معاون وزير صنايع) چه ارتباط فاميلي با آقاي هاشمي ثمره( مشاور عالي، رييس پيشين ستاد انتخابات كشور و يكي از ياران نزديك آقاي احمدي نژاد) مي توانند داشته باشند ...

ادامه نوشتار
+ نگارنده  جمعه شانزدهم فروردین 1387ساعت 8 بعد از ظهر  توسط مهدي رفعتي  |